沙姆斯集 抒情詩 1382 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۲

  1. گر مجلسم خالی بدی گفتار من عالی بدی یا نور شو یا دور شو بر ما مکن چندین ستم

G1382:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم·کز بهر این آورده‌ای ما را ز صحرای عدم
  2. 2 تا جان ز فکرت بگذرد وین پرده‌ها را بردرد·زیرا که فکرت جان خورد جان را کند هر لحظه کم
  3. 3 ای دل خموش از قال او واقف نه‌ای ز احوال او·بر رخ نداری خال او گر چون مهی ای جان عم
  4. 4 خوبی جمال عالمان وان حال حال عارفان·کو دیده کو دانش بگو کو گلستان کو بوی و شم
  5. 5 زان می که او سرکه شود زو ترش رویی کی رود·این می مجو آن می بجو کو جام غم کو جام جم
  6. 6 آن می بیار ای خوبرو کاشکوفه‌اش حکمت بود·کز بحر جان دارد مدد تا درج در شد زو شکم
  7. 7 بر ریز آن رطل گران بر آه سرد منکران·تا سردشان سوزان شود گردد همه لاشان نعم
  8. 8 گر مجلسم خالی بدی گفتار من عالی بدی·یا نور شو یا دور شو بر ما مکن چندین ستم
  9. 9 مانند درد دیده‌ای بر دیده برچفسیده‌ای·ای خواجه برگردان ورق ور نه شکستم من قلم
  10. 10 هر کس که هایی می کند آخر ز جایی می کند·شاهی بود یا لشکری تنها نباشد آن علم
  11. 11 خالی نمی‌گردد وطن خالی کن این تن را ز من·مستست جان در آب و گل ترسم که درلغزد قدم
  12. 12 ای شمس تبریزی ببین ما را تو این نعم المعین·ای قوت پا در روش وی صحت جان در سقم

ganjoor: sh1382 · public domain