沙姆斯集 抒情詩 1389 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

  1. ای جان من با جان تو جویای در در بحر خون تا در که را پیدا شود پیدا شود ای جان عم

G1389:2

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم·این مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم خور تو غم
  2. 2 ای جان من با جان تو جویای در در بحر خون·تا در که را پیدا شود پیدا شود ای جان عم
  3. 3 من چون شوم کوته نظر در عشق آن بحر گهر·کز ساحل دریای جان آید بشارت دم به دم
  4. 4 من ترک فضل و فاضلی کردم به عشق از کاهلی·کز عشق شه کم بیشی است وز عشق شه بیشی است کم
  5. 5 بیخ دل از صفرای او می خورد زد زردی به رخ·چون دیده عشقش بر رخم زد بر رخم آن شه رقم
  6. 6 تلوین این رخسار بین در عشق بی‌تلوین شهی·گاه از غمش چون زعفران گاه از خجالت چون بقم
  7. 7 من فانی مطلق شدم تا ترجمان حق شدم·گر مست و هشیارم ز من کس نشنود خود بیش و کم
  8. 8 بازار مصر اندرشدم تا جانب مهتر شدم·دیدم یکی یوسف رخی گفتم به غفلت ذابکم
  9. 9 گفتا عزیز مصر گر تو عاشقی بخشیدمت·من غایه الاحسان او من جوده او من کرم
  10. 10 من قدر آن نشناختم آن را هوس پنداشتم·یا حسرتی من هجره یا غبنتی یا ذا الندم
  11. 11 ای صد محال از قوتش گشته حقیقت عین حال·ما کان فی الدارین قط و الله مثل ذالقدم
  12. 12 تبریز این تعظیم را تو از الست آورده‌ای·از مفخر من شمس دین از اول جف القلم

ganjoor: sh1389 · public domain