沙姆斯集› 抒情詩 1390› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۹۰
- یارم به بازار آمدهست چالاک و هشیار آمدهست ور نه به بازارم چه کار؟ وی را طلبکار آمدم
G1390:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم·در من نگر، در من نگر، بهر تو غمخوار آمدم
- 2 شاد آمدم، شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم·چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
- 3 آن جا روم، آن جا روم، بالا بُدم، بالا روم·بازم رهان، بازم رهان، کاین جا به زنهار آمدم
- 4 من مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدم·دامش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم
- 5 من نور پاکم ای پسر! نه مشت خاکم مختصر·آخر صدف من نیستم، من دُرّ شهوار آمدم
- 6 ما را به چشم سَر مبین، ما را به چشم سِر ببین·آن جا بیا ما را ببین، کاین جا سبکبار آمدم
- 7 از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم·من گوهر کانی بدم، کاین جا به دیدار آمدم
- 8 یارم به بازار آمدهست چالاک و هشیار آمدهست·ور نه به بازارم چه کار؟ وی را طلبکار آمدم
- 9 ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی؟·کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم
ganjoor: sh1390 · public domain