沙姆斯集 抒情詩 1392 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۹۲

  1. چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ زدم یار بنالید بسی تا که در این غار شدم

G1392:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم·تا که رسیدم بَرِ تو، از همه بیزار شدم
  2. 2 گفت مرا چرخ فلک: «عاجزم از گردش تو»·گفتم: «این نقطه مرا کرد که پرگار شدم»
  3. 3 غلغلهٔ می شنوم روز و شب از قبهٔ دل·از روش قبهٔ دل گنبد دوّار شدم
  4. 4 تا که فتادم چو صدا ناگه در چنگ غمت·از هوس زخمهٔ تو کم ز یکی تار شدم
  5. 5 دزدد غم گردن خود از حذر سیلی من·زانک من از بیشهٔ جان حیدر کرّار شدم
  6. 6 تا که بدیدم قدحش سرده اوباش منم·تا که بدیدم کلهش بی‌دل و دستار شدم
  7. 7 تا که قلندر دل من داد می مُذهِل من·رقص‌کنان، دلق‌کشان جانب خمّار شدم
  8. 8 گفت مرا خواجه فرج: «صبر رهاند ز حرج»·هیچ مگو کز فرج‌ست اینک گرفتار شدم
  9. 9 چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ زدم·یار بنالید بسی تا که در این غار شدم
  10. 10 نیم‌شبی همره مه روی نهادم سوی ره·در هوس خوبی او جانب گلزار شدم
  11. 11 گاه چو سوسن پی گل شاعر و مدّاح شدم·گاه چو بلبل به سحر سخرهٔ تکرار شدم
  12. 12 زوبع اندیشه شدم، صد فن و صد پیشه شدم·کار تو را دید دلم، عاقبت از کار شدم

ganjoor: sh1392 · public domain