沙姆斯集 抒情詩 1446 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۴۶

  1. از باده جوشانم وز خرقه فروشانم از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم

G1446:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم·بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
  2. 2 در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی·زان شد که تو می‌دانی آهسته که سرمستم
  3. 3 پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم·ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
  4. 4 ساقی می جانان بگذر ز گران جانان·دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
  5. 5 رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی·در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
  6. 6 ای می بترم از تو من باده ترم از تو·پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
  7. 7 از باده جوشانم وز خرقه فروشانم·از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
  8. 8 تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم·خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
  9. 9 هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم·نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
  10. 10 در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان·باد است بر ایشان آهسته که سرمستم
  11. 11 ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان·احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

ganjoor: sh1446 · public domain