沙姆斯集› 抒情詩 1459› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۵۹
- جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم
G1459:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم·سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم
- 2 ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم·وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم
- 3 گر خویش منی یارا می بین که چه بیخویشم·ز اسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم
- 4 جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد·من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم
- 5 رنجورم و می دانی هم فاتحه می خوانی·ای دوست نمیبینی کز فاتحه بیمارم
- 6 حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد·وز تندی اسرارم حلاج زند دارم
- 7 اقرار مکن خواجه من با تو نمیگویم·من مرده نمیشویم من خاره نمیخارم
- 8 ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی·ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم
ganjoor: sh1459 · public domain