沙姆斯集› 抒情詩 1486› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۸۶
- چون ابر دو چشمم بستد جوهر آن بحر بر چرخ وفا آید این ابر روانم
G1486:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چون آینه رازنما باشد جانم·تانم که نگویم نتوانم که ندانم
- 2 از جسم گریزان شدم از روح بپرهیز·سوگند ندانم نه از اینم نه از آنم
- 3 ای طالب بو بردن شرط است به مردن·زنده منگر در من زیرا نه چنانم
- 4 اندر کژیم منگر وین راست سخن بین·تیر است حدیث من و من همچو کمانم
- 5 این سر چو کدو بر سر وین دلق تن من·بازار جهان در به کی مانم به کی مانم
- 6 وان گاه کدو بر سر من پر ز شرابی·دارمش نگوسار از او من نچکانم
- 7 ور زان که چکانم تو ببین قدرت حق را·کز بحر بدان قطره جواهر بستانم
- 8 چون ابر دو چشمم بستد جوهر آن بحر·بر چرخ وفا آید این ابر روانم
- 9 در حضرت شمس الحق تبریز ببارم·تا سوسنها روید بر شکل زبانم
ganjoor: sh1486 · public domain