沙姆斯集 抒情詩 1502 詩節 16 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۰۲

  1. برآمد شمس تبریزی بزد تیغ زبان از تیغ او پولاد کردم

G1502:16

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ز زندان خلق را آزاد کردم·روان عاشقان را شاد کردم
  2. 2 دهان اژدها را بردریدم·طریق عشق را آباد کردم
  3. 3 ز آبی من جهانی برتنیدم·پس آنگه آب را پرباد کردم
  4. 4 ببستم نقش‌ها بر آب کان را·نه بر عاج و نه بر شمشاد کردم
  5. 5 ز شادی نقش خود جان می دراند·که من نقش خودش میعاد کردم
  6. 6 ز چاهی یوسفان را برکشیدم·که از یعقوب ایشان یاد کردم
  7. 7 چو خسرو زلف شیرینان گرفتم·اگر قصد یکی فرهاد کردم
  8. 8 زهی باغی که من ترتیب کردم·زهی شهری که من بنیاد کردم
  9. 9 جهان داند که تا من شاه اویم·بدادم داد ملک و داد کردم
  10. 10 جهان داند که بیرون از جهانم·تصور بهر استشهاد کردم
  11. 11 چه استادان که من شهمات کردم·چه شاگردان که من استاد کردم
  12. 12 بسا شیران که غریدند بر ما·چو روبه عاجز و منقاد کردم
  13. 13 خمش کن آنک او از صلب عشق است·بسستش اینک من ارشاد کردم
  14. 14 ولیک آن را که طوفان بلا برد·فروشد گرچه من فریاد کردم
  15. 15 مگر از قعر طوفانش برآرم·چنانک نیست را ایجاد کردم
  16. 16 برآمد شمس تبریزی بزد تیغ·زبان از تیغ او پولاد کردم

ganjoor: sh1502 · public domain