沙姆斯集› 抒情詩 1513› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۱۳
- مرا مخمور میداری نه از بخل ولی تا ساکن و مستور باشم
G1513:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 اگر سرمست اگر مخمور باشم·مهل کز مجلس تو دور باشم
- 2 رخم از قبلهٔ جان نور گیرد·چو با یاد تو اندر گور باشم
- 3 قرارم کی بود خود در تک گور·چو بر دمگاه نفخ صور باشم
- 4 صد افسنتین و داروهای نافع·توی جان را چو من رنجور باشم
- 5 شوم شیرین ز لطف گوهر تو·اگر چون بحر تلخ و شور باشم
- 6 اگر غم همچو شب عالم بگیرد·برآ ای صبح تا منصور باشم
- 7 توی روز و منم استارهٔ روز·عجب نبود اگر مشهور باشم
- 8 به من شادند جمله روزجویان·چو پیش آهنگ چون تو نور باشم
- 9 مرا مخمور میداری نه از بخل·ولی تا ساکن و مستور باشم
- 10 بدان مستور میداری چو حوتم·که تا از عقربت مهجور باشم
- 11 چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه·چو غرق شهد چون زنبور باشم
- 12 خمش کردم ولیکن عشق خواهد·که پیش زخمهاش تنبور باشم
ganjoor: sh1513 · public domain