沙姆斯集› 抒情詩 1517› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۱۷
- مرا گویی چه میجویی دگر تو ورای روشنایی؟ من چه دانم
G1517:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 مرا گویی کهرایی؟ من چه دانم·چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم
- 2 مرا گویی بدین زاری که هستی·به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
- 3 منم در موج دریاهای عشقت·مرا گویی کجایی؟ من چه دانم
- 4 مرا گویی به قربانگاهِ جانها·نمیترسی که آیی؟ من چه دانم
- 5 مرا گویی اگر کشتهٔ خدایی·چه داری از خدایی؟ من چه دانم
- 6 مرا گویی چه میجویی دگر تو·ورای روشنایی؟ من چه دانم
- 7 مرا گویی تو را با این قفس چیست·اگر مرغ هوایی؟ من چه دانم
- 8 مرا راه صوابی بود گم شد·ار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم
- 9 بلا را از خوشی نشناسم ایرا·به غایت خوش بلایی من چه دانم
- 10 شبی بربود ناگه شمس تبریز·ز من یکتا دو تایی من چه دانم
ganjoor: sh1517 · public domain