沙姆斯集› 抒情詩 1529› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۲۹
- چرا خود کف ما دریا نباشد چو اندر قعر دریابار بودیم
G1529:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 شب دوشینه ما بیدار بودیم·همه خفتند و ما بر کار بودیم
- 2 حریف غمزه غماز گشتیم·ندیم طره طرار بودیم
- 3 به گرد نقطه خوبی و مستی·به سر گردنده چون پرگار بودیم
- 4 تو چون دی زادهای با تو چه گویم·که با یار قدیمی یار بودیم
- 5 مثال کاسههای لب شکسته·به دکان شه جبار بودیم
- 6 چرا چون جام شه زرین نباشیم·چو اندر مخزن اسرار بودیم
- 7 چرا خود کف ما دریا نباشد·چو اندر قعر دریابار بودیم
- 8 خمش باش و دو عالم را به گفت آر·کز اول گفت بیگفتار بودیم
ganjoor: sh1529 · public domain