沙姆斯集› 抒情詩 1548› 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۴۸
- چون در بر خود خوشش فشردم آیین شکرفشار دیدم
G1548:10
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 روی تو چو نوبهار دیدم·گل را ز تو شرمسار دیدم
- 2 تا در دل من قرار کردی·دل را ز تو بیقرار دیدم
- 3 من چشم شدم همه چو نرگس·کان نرگس پرخمار دیدم
- 4 در عشق روم که عشق را من·از جمله بلا حصار دیدم
- 5 از ملک جهان و عیش عالم·من عشق تو اختیار دیدم
- 6 خود ملک توی و جان عالم·یک بود و منش هزار دیدم
- 7 من مردم و از تو زنده گشتم·پس عالم را دو بار دیدم
- 8 ای مطرب اگر تو یار مایی·این پرده بزن که یار دیدم
- 9 در شهر شما چه یار جویم·چون یاری شهریار دیدم
- 10 چون در بر خود خوشش فشردم·آیین شکرفشار دیدم
- 11 چون بستم من دهان ز گفتن·بس گفتن بیشمار دیدم
- 12 چون پای نماند اندر این ره·من رفتن راهوار دیدم
- 13 سر درنکشم ز ضر که بیسر·سرهای کلاه دار دیدم
- 14 بس کن که ملول گشت دلبر·بر خاطر او غبار دیدم
ganjoor: sh1548 · public domain