沙姆斯集 抒情詩 1558 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۵۸

  1. دیوانه شدم ز درد مهره دل را همه شب شکنجه کردم

G1558:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دانی کامروز از چه زردم·ای تو همه شب حریف نردم
  2. 2 در نرد دل از تو متهم شد·کو مهره ربود از نبردم
  3. 3 گفتم که دلا بیار مهره·کز رفتن مهره من به دردم
  4. 4 بگشاد دلم بغل که می جو·گر هست بیاب من نخوردم
  5. 5 دیوانه شدم ز درد مهره·دل را همه شب شکنجه کردم
  6. 6 می گفت بلی و گاه نی نی·گه عشوه بداد گرم و سردم
  7. 7 گفتم که تو برده‌ای یقین است·من از تو به عشوه برنگردم
  8. 8 دل گفت چگونه دزد باشم·من خازن چرخ لاژوردم
  9. 9 زین دمدمه از خرم بیفکند·دریافت که من سلیم مردم
  10. 10 خر رفت و رسن ببرد و دل گفت·من در پی گرد او چه گردم

ganjoor: sh1558 · public domain