沙姆斯集 抒情詩 1561 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۶۱

  1. او زیر پر همای دولت گوید که به خواب لانه دیدم

G1561:13

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تا چهره آن یگانه دیدم·دل در غم بی‌کرانه دیدم
  2. 2 گفتی فرداست روز بازار·بازار تو را بهانه دیدم
  3. 3 دل را چو انار ترش و شیرین·خون بسته و دانه دانه دیدم
  4. 4 زهر عالم همه عسل شد·تا شهد تو در میانه دیدم
  5. 5 جان را چو وثاق و جای زنبور·از شهد تو خانه خانه دیدم
  6. 6 بر آتشم و هنوز در عشق·زان دوزخ یک زبانه دیدم
  7. 7 شطرنج که صد هزار خانه‌ست·از جمله آن دو خانه دیدم
  8. 8 یک خانه پر از خمار دیدم·یک خانه می مغانه دیدم
  9. 9 چون عشق چنین دو روی دارد·سرگشتگی زمانه دیدم
  10. 10 وانگه زین سر به سوی آن سر·دزدیده ره و دهانه دیدم
  11. 11 زان ره خرد دقیقه بین را·اندیشه ابلهانه دیدم
  12. 12 او بر سر گنج بی‌نشانی·سرگشته که من نشانه دیدم
  13. 13 او زیر پر همای دولت·گوید که به خواب لانه دیدم
  14. 14 جانی که ز غم ز پا درآمد·در عالم دل روانه دیدم
  15. 15 جانی که فسانه داند این را·او را همگی فسانه دیدم
  16. 16 نالنده و بی‌خبر ز نالش·چون بربط و چون چغانه دیدم
  17. 17 بس شانه مکن که طره عشق·بیرون ز حدود شانه دیدم
  18. 18 صد شب بر او ترانه گویی·روزت گوید تو را ندیدم
  19. 19 هر درد که آن دوا ندارد·سوی دل خود دوانه دیدم

ganjoor: sh1561 · public domain