沙姆斯集 抒情詩 162 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۲

  1. چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را

G162:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را·تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
  2. 2 نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم·چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
  3. 3 ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم·نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را
  4. 4 ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم·چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را
  5. 5 چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم·چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
  6. 6 چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را·چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را
  7. 7 چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی·خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را
  8. 8 ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی·چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را
  9. 9 جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق·چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را
  10. 10 به سلاح احدی تو ره ما را بزدی تو·همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را
  11. 11 ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان·دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را
  12. 12 منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را·منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را
  13. 13 غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن·هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را
  14. 14 بطلب امن و امان را بگزین گوش گران را·بشنو راه‌دِهان را؛ مگشا راهِ دَهان را

ganjoor: sh162 · public domain