沙姆斯集› 抒情詩 1625› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۲۵
- خمش ار دگر بگویم ز مقالت خوش او بپرد کبوتر دل سوی اولین مطارم
G1625:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم·ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد قرارم
- 2 ز ره زیادهجویی به طریق خیرهرویی·بروم که کدخدایم غله بدروم بکارم
- 3 همه حل و عقد عالم چو به دست غیب آمد·من بوالفضول معجب تو بگو که بر چه کارم
- 4 چو قضا به سخره خواهد که ز سبلتی بخندد·سگ لنگ را بگوید که برس بدان شکارم
- 5 چو بر اوش رحم آید خبرش کند که بنشین·بهل اختیار خود را تو به پیش اختیارم
- 6 اگرت شکار باید ز منت شکار خوشتر·همه صیدهای جان را به نثار بر تو بارم
- 7 نه ز دام من ملالی نه ز جام من وبالی·نه نظیر من جمالی چه غریب و ندره یارم
- 8 خمش ار دگر بگویم ز مقالت خوش او·بپرد کبوتر دل سوی اولین مطارم
- 9 تبریز و شمس دین شد سبب فروغ اختر·رخ شمس از او منور به فراز سبز طارم
ganjoor: sh1625 · public domain