沙姆斯集 抒情詩 1639 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۳۹

  1. من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم

G1639:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم·پیش کان شکر تو شکرافشان میرم
  2. 2 صد هزاران گل صدبرگ ز خاکم روید·چونک در سایه آن سرو گلستان میرم
  3. 3 ای بسا دست که خایند حریصان حیات·چونک در پای تو من دست فشانان میرم
  4. 4 شربت مرگ چو اندر قدح من ریزی·بر قدح بوسه دهم مست و خرامان میرم
  5. 5 چون به بوی خوش یک سیب تو موسی جان داد·پس عجب نیست کز آسیب تو چون جان میرم
  6. 6 چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم·چون بهار از لب خندان تو خندان میرم
  7. 7 بارها مردم من وز دم تو زنده شدم·گر بمیرم ز تو صد بار بدان سان میرم
  8. 8 من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم·پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم
  9. 9 همچو فرزند که اندر بر مادر میرد·در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم
  10. 10 چه حدیث است کجا مرگ بود عاشق را·این محالست که در چشمه حیوان میرم
  11. 11 شمس تبریز کسانی که به تو زنده نیند·سوی تو زنده شوم از سوی ایشان میرم

ganjoor: sh1639 · public domain