沙姆斯集 抒情詩 1679 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۷۹

  1. بت من گفت منم جان بتان گفتم این است بتا اقرارم

G1679:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 من اگر مستم اگر هشیارم·بنده چشم خوش آن یارم
  2. 2 بی‌خیال رخ آن جان و جهان·از خود و جان و جهان بیزارم
  3. 3 بنده صورت آنم که از او·روز و شب در گل و در گلزارم
  4. 4 این چنین آینه‌ای می بینم·چشم از این آینه چون بردارم
  5. 5 دم فروبسته‌ام و تن زده‌ام·دم مده تا علالا برنارم
  6. 6 بت من گفت منم جان بتان·گفتم این است بتا اقرارم
  7. 7 گفت اگر در سر تو شور من است·از تو من یک سر مو نگذارم
  8. 8 منم آن شمع که در آتش خود·هر چه پروانه بود بسپارم
  9. 9 گفتمش هر چه بسوزی تو ز من·دود عشق تو بود آثارم
  10. 10 راست کن لاف مرا با دیده·جز چنان راست نیاید کارم
  11. 11 من ز پرگار شدم وین عجب است·کاندر این دایره چون پرگارم
  12. 12 ساقی آمد که حریفانه بده·گفتم اینک به گرو دستارم
  13. 13 غلطم سر بستان لیک دمی·مددم ده قدری هشیارم
  14. 14 آن جهان پنهان را بنما·کاین جهان را به عدم انگارم

ganjoor: sh1679 · public domain