沙姆斯集 抒情詩 170 詩節 17 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۰

  1. مشک را بربند ای جان گرچه تو خوش سقایی خوش سقایی خوش سقا

G170:17

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تا به شب ای عارف شیرین نوا·آن مایی آن مایی آن ما
  2. 2 تا به شب امروز ما را عشرتست·الصلا ای پاکبازان الصلا
  3. 3 درخرام ای جان جان هر سماع·مه لقایی مه لقایی مه لقا
  4. 4 در میان شکران گل ریز کن·مرحبا ای کان شکر مرحبا
  5. 5 عمر را نبود وفا الا تو عمر·باوفایی باوفایی باوفا
  6. 6 بس غریبی بس غریبی بس غریب·از کجایی از کجایی از کجا
  7. 7 با که می‌باشی و همراز تو کیست·با خدایی با خدایی با خدا
  8. 8 ای گزیده نقش از نقاش خود·کی جدایی کی جدایی کی جدا
  9. 9 با همه بیگانه‌ای و با غمش·آشنایی آشنایی آشنا
  10. 10 جزو جزو تو فکنده در فلک·ربنا و ربنا و ربنا
  11. 11 دل شکسته هین چرایی برشکن·قلب‌ها و قلب‌ها و قلب‌ها
  12. 12 آخر ای جان اول هر چیز را·منتهایی منتهایی منتها
  13. 13 یوسفا در چاه شاهی تو و لیک·بی لوایی بی‌لوایی بی‌لوا
  14. 14 چاه را چون قصر قیصر کرده‌ای·کیمیایی کیمیایی کیمیا
  15. 15 یک ولی کی خوانمت که صد هزار·اولیایی اولیایی اولیا
  16. 16 حشرگاه هر حسینی گر کنون·کربلایی کربلایی کربلا
  17. 17 مشک را بربند ای جان گرچه تو·خوش سقایی خوش سقایی خوش سقا

ganjoor: sh170 · public domain