沙姆斯集 抒情詩 1728 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

  1. ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم بس است دولت عشق تو منصب و جاهم

G1728:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم·وگر درم نگشایی مقیم درگاهم
  2. 2 چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش·به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم
  3. 3 کجا روم به سر خویش کی دلی دارم·من و تن و دل من سایه شهنشاهم
  4. 4 به توست بیخودیم گر خراب و سرمستم·به توست آگهی من اگر من آگاهم
  5. 5 نه دلربام توی گر مرا دلی باقی است·نه کهربام توی گر مثل پر کاهم
  6. 6 نه از حلاوت حلوای بی‌حد لب توست·که چون کلیچه فتاده کنون در افواهم
  7. 7 ز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردم·چو هی نشسته به پهلوی لام اللهم
  8. 8 ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم·بس است دولت عشق تو منصب و جاهم
  9. 9 چو قل هو الله مجموع غرق تنزیهم·نه چون مشبهیان سرنگون اشباهم
  10. 10 اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد·به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم
  11. 11 اگر چه کاهل و بی‌گاه خیز قافله‌ام·به سوی توست سفرهای گاه و بی‌گاهم
  12. 12 برآ چو ماه تمام و تمام این تو بگو·که زیر عقده هجرت بمانده چون ماهم

ganjoor: sh1728 · public domain