沙姆斯集› 抒情詩 1750› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۰
- از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم
G1750:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تلخی نکند شیرینذقنم·خالی نکند از می دهنم
- 2 عریان کندم هر صبحدمی·گوید که بیا من جامه کنم
- 3 در خانه جهد مهلت ندهد·او بس نکند پس من چه کنم
- 4 از ساغر او گیج است سرم·از دیدن او جان است تنم
- 5 تنگ است بر او هر هفت فلک·چون میرود او در پیرهنم
- 6 از شیره او من شیردلم·در عربدهاش شیرین سخنم
- 7 میگفت که تو در چنگ منی·من ساختمت چونت نزنم
- 8 من چنگ توام بر هر رگ من·تو زخمه زنی من تن تننم
- 9 حاصل تو ز من دل برنکنی·دل نیست مرا من خود چه کنم
ganjoor: sh1750 · public domain