沙姆斯集 抒情詩 1760 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۶۰

  1. یک غزل بی‌تو هیچ گفته نشد تا رسید آن مشرفه مفهوم

G1760:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 به خدایی که در ازل بوده‌ست·حی و دانا و قادر و قیوم
  2. 2 نور او شمع‌های عشق فروخت·تا بشد صد هزار سر معلوم
  3. 3 از یکی حکم او جهان پر شد·عاشق و عشق و حاکم و محکوم
  4. 4 در طلسمات شمس تبریزی·گشت گنج عجایبش مکتوم
  5. 5 که از آن دم که تو سفر کردی·از حلاوت جدا شدیم چو موم
  6. 6 همه شب همچو شمع می سوزیم·ز آتشش جفت وز انگبین محروم
  7. 7 در فراق جمال او ما را·جسم ویران و جان در او چون بوم
  8. 8 آن عنان را بدین طرف برتاب·زفت کن پیل عیش را خرطوم
  9. 9 بی‌حضورت سماع نیست حلال·همچو شیطان طرب شده مرحوم
  10. 10 یک غزل بی‌تو هیچ گفته نشد·تا رسید آن مشرفه مفهوم
  11. 11 بس به ذوق سماع نامه تو·غزلی پنج شش بشد منظوم
  12. 12 شام ما از تو صبح روشن باد·ای به تو فخر شام و ارمن و روم

ganjoor: sh1760 · public domain