沙姆斯集› 抒情詩 1768› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۶۸
- پیر فلک را که قراریش نیست گردش بس بوالعجب آموختم
G1768:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چند قبا بر قد دل دوختم·چند چراغ خرد افروختم
- 2 پیر فلک را که قراریش نیست·گردش بس بوالعجب آموختم
- 3 گنج کرم آمد مهمان من·وام فقیران ز کرم توختم
- 4 حاصل از این سه سخنم بیش نیست·سوختم و سوختم و سوختم
- 5 بر مثل شمعم من پاکباز·ریختم آن دخل که اندوختم
- 6 بس که بسی نکته عیسی جان·در دل و در گوش خر اسپوختم
- 7 بس که اذا تم دنا نقصه·تا بنگوید صنم شوخ تم
ganjoor: sh1768 · public domain