沙姆斯集 抒情詩 179 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۹

  1. ور صفات دل گرفتی در سفر همچو دل بی‌پا بیا بی‌سر بیا

G179:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 گر تو عودی سوی این مجمر بیا·ور برانندت ز بام از در بیا
  2. 2 یوسفی از چاه و زندان چاره نیست·سوی زهر قهر چون شکر بیا
  3. 3 گفتنت الله اکبر رسمی است·گر تو را آن اکبری اکبر بیا
  4. 4 چون می احمر سگان هم می‌خورند·گر تو شیری چون می احمر بیا
  5. 5 زر چه جویی مس خود را زر بساز·گر نباشد زر تو سیمین بر بیا
  6. 6 اغنیا خشک و فقیران چشم تر·عاشقا بی‌شکل خشک و تر بیا
  7. 7 گر صفت‌های ملک را محرمی·چون ملک بی‌ماده و بی‌نر بیا
  8. 8 ور صفات دل گرفتی در سفر·همچو دل بی‌پا بیا بی‌سر بیا
  9. 9 چون لب لعلش صلایی می‌دهد·گر نه‌ای چون خاره و مرمر بیا
  10. 10 چون ز شمس الدین جهان پرنور شد·سوی تبریز آ دلا بر سر بیا

ganjoor: sh179 · public domain