沙姆斯集 抒情詩 1809 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۰۹

  1. از دولت دیدار تو وز نعمت بسیار تو صد خوان زرین می نهد هر شب دل خون خوار من

G1809:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من·گفتم درآ پرنور کن از شمع رخ اسرار من
  2. 2 ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر من·جان من و جان همه حیران شده در کار من
  3. 3 ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان من·ای آتشی انداخته در جان زیرکسار من
  4. 4 ای در فلک جان ملک در بحر تسبیح سمک·در هر جمال از تو نمک ای دیده و دیدار من
  5. 5 سردفتر هر سروری برهان هر پیغامبری·هم حاکمی هم داوری هم چاره ناچار من
  6. 6 خاکم شده گنجور زر از تابش خورشید تو·وز فر تو پرها دمد از فکرت طیار من
  7. 7 ای در کنار لطف تو من همچو چنگی بانوا·آهسته‌تر زن زخمه‌ها تا نگسلانی تار من
  8. 8 تا نوبهار رحمتت درتافت اندر باغ جان·یا خار در گل یاوه شد یا جمله گل شد خار من
  9. 9 از دولت دیدار تو وز نعمت بسیار تو·صد خوان زرین می نهد هر شب دل خون خوار من
  10. 10 هر شب خیال دلبرم دست آورد خارد سرم·تا برد آخر عاقبت دستار من دستار من
  11. 11 آن کم برآورد از عدم هر لحظه در گفت آردم·تا همچو در کرد از کرم گفتار من گفتار من

ganjoor: sh1809 · public domain