沙姆斯集 抒情詩 1835 詩節 15 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۳۵

  1. پر ز حیات جام او مشک و عبر ختام او دیو و پری غلام او چستی و انتشار من

G1835:15

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من·ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
  2. 2 هین که خروس بانگ زد بوی صبوح می دهد·بر کف همچو بحر نه بلبله عقار من
  3. 3 گریه به باده خنده کن مرده به باده زنده کن·چونک چنین کنی بتا بس به نواست کار من
  4. 4 بند من است مشتبه باز گشا گره گره·تا که برهنه‌تر شود خفیه و آشکار من
  5. 5 ترک حیا و شرم کن پشت مراد گرم کن·پشت من و پناه من خویش من و تبار من
  6. 6 نیست قبول مست تو باده ز غیر دست تو·آن رخ من چو گل کند وان شکند خمار من
  7. 7 داد هزار جان بده باده آسمان بده·تا که پرد همای جان مست سوی مطار من
  8. 8 جان برهد ز کنده‌ها زین همه تخته بندها·مقعد صدق بررود صادق حق گزار من
  9. 9 باده ده و نهان بده از ره عقل و جان بده·تا نرسد به هر کسی عشرت و کار و بار من
  10. 10 چشم عوام بسته به روح ز شهر رسته به·فتنه و شر نشسته به ای شه باوقار من
  11. 11 باده همی‌زند لمع جان هزار با طمع·مست و پیاده می تپد گرد می سوار من
  12. 12 دست بدار از این قدح گیر عوض از آن فرح·تا بزند بر اندهت تابش ابتشار من
  13. 13 هیچ نیرزد این میش نی غلیان و نی قیش·این بفروش و باده بین باده بی‌کنار من
  14. 14 دست نلرزدت از این بی‌خرد خوش رزین·جام گزین و می ببین از کف شهریار من
  15. 15 پر ز حیات جام او مشک و عبر ختام او·دیو و پری غلام او چستی و انتشار من
  16. 16 برجه ساقیا تو گو چون تو صفت کننده کو·ای که ز لطف نسج او سخت درید تار من

ganjoor: sh1835 · public domain