沙姆斯集 抒情詩 1843 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

  1. چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن

G1843:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن·همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن
  2. 2 رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی·بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن
  3. 3 باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای·بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
  4. 4 چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان·چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن
  5. 5 چون سر صید نیستت دام منه میان ره·چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن
  6. 6 غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش·نیست چنان کسی کی او حکم کند چنان مکن
  7. 7 خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی·گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن
  8. 8 خشم کسی کند کی او جان و جهان ما بود·خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن
  9. 9 بند برید جوی دل آب سمن روا نشد·مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن

ganjoor: sh1843 · public domain