沙姆斯集› 抒情詩 1871› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۷۱
- در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
G1871:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان·از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
- 2 گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من·ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان
- 3 در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه·هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
- 4 خاصیت من این است هر جا که روم اینم·چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان
- 5 گویند که هر کی هست در گور اسیر آید·در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
- 6 در سینه تاریکت دل را چه بود شادی·زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
- 7 اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد·آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
- 8 گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را·آید به خیال اندر اندیشه سرگردان
ganjoor: sh1871 · public domain