沙姆斯集› 抒情詩 1877› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۷۷
- از غیب یکی لعلی در غار جهان آمد وان لعل شده حیران در عزت کان من
G1877:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من·وان حرف نمیگنجد در صحن بیان من
- 2 می گردد تن در کد بر جای زبان خود·در پرده آن مطرب کو زد ضربان من
- 3 هم ساغر و هم باده سرمست از آن ساقی·هم جان و جهان حیران در جان و جهان من
- 4 از غیب یکی لعلی در غار جهان آمد·وان لعل شده حیران در عزت کان من
- 5 ما را تو کجا یابی گر موی به مو جویی·چون در سر زلف او گشتهست مکان من
- 6 جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی·پیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
- 7 گفتا که شکار من جز شیر کجا باشد·جز لعل بدخشانی کی یافت نشان من
- 8 جز دلق دو صدپاره من پاره کجا گیرم·باقی قماشت کو ای دلق کشان من
- 9 شمس الحق تبریزی از دور زمان برتر·و افزوده ز هر دوری از وی دوران من
ganjoor: sh1877 · public domain