沙姆斯集› 抒情詩 190› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۰
- چون بسته گشت راهی، شد حاصلِ من آهی شد کوه همچو کاهی، از عشق، کهربا را
G190:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را·بیتو نمیگوارد، این جام باده ما را
- 2 مطرب! قدح رها کن، زین گونه نالهها کن·جانا! یکی بها کن، آن جنس بیبها را
- 3 آن عشق سلسلت را، وان آفت دلت را·آن چاه بابلت را، وان کان سحرها را
- 4 باز آر بار دیگر، تا کار ما شود زر·از سر بگیر از سر، آن عادت وفا را
- 5 دیو شقا سرشته، از لطف تو فرشته·طغرای تو نبشته، مر مُلکَتِ صفا را
- 6 در نورت ای گزیده! ای بر فلک رسیده!·من دم به دم بدیده، انوار مصطفا را
- 7 چون بسته گشت راهی، شد حاصلِ من آهی·شد کوه همچو کاهی، از عشق، کهربا را
- 8 از شمسدینِ چون مه، تبریز هست آگه·بشنو دعا و گهگه، آمین کن این دعا را
ganjoor: sh190 · public domain