沙姆斯集 抒情詩 1925 詩節 14 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۲۵

  1. گفتی که تو در میان نباشی آن گفت تو هست عین قرآن

G1925:14

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بازآمد آستین فشانان·آن دشمن جان و عقل و ایمان
  2. 2 غارتگر صد هزار خانه·ویران کن صد هزار دکان
  3. 3 شورنده صد هزار فتنه·حیرتگه صد هزار حیران
  4. 4 آن دایه عقل و آفت عقل·آن مونس جان و دشمن جان
  5. 5 او عقل سبک کجا رباید·عقلی خواهد چو عقل لقمان
  6. 6 او جان خسیس کی پذیرد·جانی خواهد چو بحر عمان
  7. 7 آمد که خراج ده بیاور·گفتم که چه ده دهی است ویران
  8. 8 طوفان تو شهرها شکست است·یک ده چه زند میان طوفان
  9. 9 گفتا ویران مقام گنج است·ویرانه ماست ای مسلمان
  10. 10 ویرانه به ما ده و برون رو·تشنیع مزن مگو پریشان
  11. 11 ویرانه ز توست چون تو رفتی·معمور شود به عدل سلطان
  12. 12 حیلت مکن و مگو که رفتم·اندر پس در مباش پنهان
  13. 13 چون مرده بساز خویشتن را·تا زنده شوی به روح انسان
  14. 14 گفتی که تو در میان نباشی·آن گفت تو هست عین قرآن
  15. 15 کاری که کنی تو در میان نی·آن کرده حق بود یقین دان
  16. 16 باقی غزل به سر بگوییم·نتوان گفتن به پیش خامان
  17. 17 خاموش که صد هزار فرق است·از گفت زبان و نور فرقان

ganjoor: sh1925 · public domain