沙姆斯集 抒情詩 1934 詩節 16 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۴

  1. ور گوش رباب دل بپیچی در گفت آیم که تن تنن تن

G1934:16

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 از ما مرو ای چراغ روشن·تا زنده شود هزار چون من
  2. 2 تا بشکفد از درون هر خار·صد نرگس و یاسمین و سوسن
  3. 3 بر هر شاخی هزار میوه·در هر گل تر هزار گلشن
  4. 4 جان شب را تو چون چراغی·یا جان چراغ را چو روغن
  5. 5 ای روزن خانه را چو خورشید·یا خانه بسته را چو روزن
  6. 6 ای جوشن را چو دست داوود·یا رستم جنگ را چو جوشن
  7. 7 خورشید پی تو غرق آتش·وز بهر تو ساخت ماه خرمن
  8. 8 نستاند هیچ کس به جز تو·تاوان بهار را ز بهمن
  9. 9 از شوق تو باغ و راغ در جوش·وز عشق تو گل دریده دامن
  10. 10 ای دوست مرا چو سر تو باشی·من غم نخورم ز وام کردن
  11. 11 روزی که گذر کنی به بازار·هم مرد رود ز خویش و هم زن
  12. 12 وان شب که صبوح او تو باشی·هم روح بود خراب و هم تن
  13. 13 ترکی کند آن صبوح و گوید·با هندوی شب به خشم سن سن
  14. 14 ترکیت به از خراج بلغار·هر سن سن تو هزار رهزن
  15. 15 گفتی که خموش من خموشم·گر زانک نیاریم به گفتن
  16. 16 ور گوش رباب دل بپیچی·در گفت آیم که تن تنن تن
  17. 17 خاکی بودم خموش و ساکن·مستم کردی به هست کردن
  18. 18 هستی بگذارم و شوم خاک·تا هست کنی مرا دگر فن
  19. 19 خاموش که گفت نیز هستی است·باش از پی انصتواش الکن

ganjoor: sh1934 · public domain