沙姆斯集 抒情詩 1938 詩節 7 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۸

  1. شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین

G1938:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 نازنینی را رها کن با شهان نازنین·ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
  2. 2 سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب·چند بینی سایه خود نور او را هم ببین
  3. 3 درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور·آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین
  4. 4 از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود·زان که در ظلمت نماید نقش‌های سهمگین
  5. 5 از ستاره روز باشد ایمنی کاروان·زانک با خورشید آمد هم قران و هم قرین
  6. 6 مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست·زانک او گشته‌ست با شب آشنا و همنشین
  7. 7 شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت·سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین

ganjoor: sh1938 · public domain