沙姆斯集› 抒情詩 1950› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
- اختران گویند از بالا که این خورشید چیست ماهیان گویند در دریا که چه غوغاست این
G1950:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این·بوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
- 2 این چنین بویی کز او اجزای عالم مست شد·از زمین نبود مگر از جانب بالا است این
- 3 اختران گویند از بالا که این خورشید چیست·ماهیان گویند در دریا که چه غوغاست این
- 4 آفتابش رویها را می کند چون آفتاب·رشک جان ماه سیم افشان خوش سیماست این
- 5 بعد چندین سال حسن یوسفی واپس رسید·این چه حسن و خوبی است این حیرت حور است این
- 6 این عجب خضری است ساقی گشته از آب حیات·کوه قاف نادر است و نادره عنقاست این
- 7 شعله انافتحنا مشرق و مغرب گرفت·قره العین و حیات جان مولاناست این
- 8 این چه می پوشی مپوشان ظاهر و مطلق بگو·سنجق نصرالله و اسپاه شاه ماست این
- 9 این امان هر دو عالم وین پناه هر دو کون·دستگیر روز سخت و کافل فرداست این
- 10 چرخ را چرخی دگر آموخت پرآشوب و شور·این چه عشق است ای خداوند و عجب سوداست این
- 11 ای خوش آوازی که آوازت به هر دل می رسد·شرح کن این را که گوهرهای آن دریاست این
ganjoor: sh1950 · public domain