沙姆斯集› 抒情詩 1955› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۵
- بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدام تا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
G1955:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان·هوشیاری در میان بیخودان و مستیان
- 2 بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدام·تا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
- 3 یار دعوی می کند گر عاشقی دیوانه شو·سرد باشد عاقلی در حلقه دیوانگان
- 4 گر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیست·ور درآید عاشقی دستش بگیر و درکشان
- 5 عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملول·تشنه هرگز عیب داند دید در آب روان
- 6 عقل منکر هیچ گونه از نشانها نگذرد·بی نشان رو بینشان تا زخم ناید بر نشان
- 7 یوسفی شو گر تو را خامی بنخاسی برد·گلشنی شو گر تو را خاری نداند گو مدان
- 8 عیسیی شو گر تو را خانه نباشد گو مباش·دیدهای شو گرت روپوشی نماند گو ممان
ganjoor: sh1955 · public domain