沙姆斯集 抒情詩 1990 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۰

  1. چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت جز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن

G1990:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن·شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
  2. 2 نوبهاری است خدا را جز از این فصل بهار·که در او مرده نماند وثنی و نه وثن
  3. 3 ز نسیمش شود آن جغد به از باز سپید·بهتر از شیر شود از دم او ماده زغن
  4. 4 زنده گشتند و پی شکر دهان بگشادند·بوسه‌ها مست شدند از طرب بوی دهن
  5. 5 دست دستان صبا لخلخه را شورانید·تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن
  6. 6 جبرئیل است مگر باد و درختان مریم·دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن
  7. 7 ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند·برفشانید نثار گهر و در عدن
  8. 8 چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید·وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن
  9. 9 چون عقیق یمنی لب دلبر خندید·بوی رحمان به محمد رسد از سوی یمن
  10. 10 چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت·جز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن
  11. 11 شمس تبریز برآ تیغ بزن چون خورشید·تیغ خورشید دهد نور به جان چو مجن

ganjoor: sh1990 · public domain