沙姆斯集› 抒情詩 1995› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
- ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسد سر بنه تا برسد بر تو دماغ ترشان
G1995:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان·اینک آن پردگیانی که خرد چادرشان
- 2 همچو اندیشه به هر سینه بود مسکنشان·همچو خورشید به هر خانه فتد لشکرشان
- 3 نظر اولشان زنده کند عالم را·در نظر هیچ نگنجد نظر دیگرشان
- 4 ای بسا شب که من از آتششان همچو سپند·بودهام نعره زنان رقص کنان بر درشان
- 5 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا·بو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
- 6 ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسد·سر بنه تا برسد بر تو دماغ ترشان
- 7 خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نبات·مه نبات و حیوان و مه زمین مادرشان
- 8 همه عالم به یکی قطره دریا غرقند·چه قدر خورد تواند مگس از شکرشان
ganjoor: sh1995 · public domain