沙姆斯集 抒情詩 20 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰

  1. آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها

G20:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را·می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
  2. 2 ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان·کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا
  3. 3 خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر·با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا
  4. 4 گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن·ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا
  5. 5 پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان·بس برطپیدند و نشد درمان نبود الا رضا
  6. 6 بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن·سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا
  7. 7 آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم·سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها
  8. 8 بی صبر بود و بی‌حیل خود را بکشت او از عجل·گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا
  9. 9 بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا·ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا
  10. 10 فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین·ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنا
  11. 11 رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر·مر صابران را می‌رسان هر دم سلامی نو ز ما

ganjoor: sh20 · public domain