沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۰۸
- چون رسید این جا گمانم مست شد دل گرفته خوش بغلهای گمان
G2008:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 می بده ای ساقی آخرزمان·ای ربوده عقلهای مردمان
- 2 خاکیان زین باده بر گردون زدند·ای می تو نردبان آسمان
- 3 بشکن از باده در زندان غم·وارهان جان را ز زندان غمان
- 4 تن به سان ریسمان بگداخته·جان معلق میزند بر ریسمان
- 5 ترک ساقی گشت در ده کس نماند·گرگ ماند و گوسفند و ترکمان
- 6 چون رسید این جا گمانم مست شد·دل گرفته خوش بغلهای گمان
ganjoor: sh2008 · public domain