沙姆斯集 抒情詩 2029 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۲۹

  1. ای عاشق موفق وی صادق مصدق می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن

G2029:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن·وی آهوی معانی آمد گه چریدن
  2. 2 ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده·بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
  3. 3 آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی·کاو چون خیال داند در دیده‌ها دویدن
  4. 4 این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید·بی‌ گوشِ سر شنیدن بی‌دیده ماه دیدن
  5. 5 داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن·هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن
  6. 6 آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی·خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن
  7. 7 کو مشتری واقف در دو دم مخالف‌‌؟·در پرده ساز کردن در پرده‌ها دویدن
  8. 8 ای عاشق موفق وی صادق مصدق·می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
  9. 9 در بیخودی تو خود را، می‌جوی تا بیابی·زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن
  10. 10 لب را ز شیر شیطان می‌کوش تا بشویی·چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن
  11. 11 ای عشق آن جهانی ما را همی‌کشانی·احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن
  12. 12 هم آفتاب داند از شرق رو نمودن·ار نی به مرکز او، نتوان به تک رسیدن
  13. 13 خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی·در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن
  14. 14 تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی·وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن

ganjoor: sh2029 · public domain