沙姆斯集› 抒情詩 2045› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
- دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
G2045:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تو آب روشنی تو در این آب گل مکن·دل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن
- 2 پاکان به گرد در به تماشا نشستهاند·دل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن
- 3 دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق·ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
- 4 مس را که زر کنند یکی علم دیگر است·زینها که میکنی نشود زر بهل مکن
- 5 دوری بگشت این تن کز دل بگشتهای·سی سال دور باشد سی را چهل مکن
- 6 چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد·این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
- 7 هنگامههاست در ره هر جا مهای است رو·بیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن
ganjoor: sh2045 · public domain