沙姆斯集› 抒情詩 2058› 詩節 11 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۵۸
- باده فروشَد ولیک باده دهد جمله باد خم نماید ولیک حقِ نمک نیست آن
G2058:11
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 با رُخِ چون مشعله بر دَرِ ما کیست آن·هر طرفی موجِ خون نیمِشبان چیست آن
- 2 در کفنِ خویشتن رقصکنان مُردگان·نَفخهٔ صور است یا عیسیِ ثانی است آن
- 3 سینهٔ خود باز کن روزن دل دَرنِگر·کآتشِ تو شعله زَد نی خبرِ دی است آن
- 4 آتشِ نو را ببین زود درآ چون خلیل·گرچه به شکلْ آتش است، باده صافی است آن
- 5 یونسِ قُدسیِ توی در تَنِ چون ماهیی·بازشکاف و ببین کاین تَنِ ماهی است آن
- 6 دَلقِ تَنِ خویش را بر گروِ می بنه·پاک شَوی پاکباز نوبتِ پاکی است آن
- 7 باده کشیدی ولیک در قدحت باقی است·حمله دیگر که اصل جرعه باقی است آن
- 8 دِشنهٔ تیز ار خلیل بنهد بر گردنت·رو بَمگردان که آن شیوهٔ شاهی است آن
- 9 حکم به هم درشکست، هست قضا در خطر·فتنهِ حکم است این، آفتِ قاضی است آن
- 10 نَفْسِ تو امروز اگر وعده فردا دهد·بر دهنش زن از آنک مردک لافی است آن
- 11 باده فروشَد ولیک باده دهد جمله باد·خم نماید ولیک حقِ نمک نیست آن
- 12 ما ز زمستانِ نفْس برفِ تَن آوردهایم·بَهرِ تقاضای لطف، نکته کاجیست آن
- 13 مُفْخَرِ تبریزیان! شمسِ حق! ای پیش تو·طاق و طُرُنب دو کُوْنِ طفلی و بازی است آن
ganjoor: sh2058 · public domain