沙姆斯集› 抒情詩 208› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸
- من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنم گر نفسی او به لطف سر بنخارد مرا
G208:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 از جهت ره زدن راه درآرد مرا·تا به کف رهزنان بازسپارد مرا
- 2 آنک زند هر دمی راه دو صد قافله·من چه زنم پیش او او به چه آرد مرا
- 3 من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنم·گر نفسی او به لطف سر بنخارد مرا
- 4 او ره خوش میزند رقص بر آن میکنم·هر دم بازی نو عشق برآرد مرا
- 5 گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشین·چونک نشینم به کنج خود به درآرد مرا
- 6 ز اول امروزم او میبپراند چو باز·تا که چه گیرد به من بر کی گمارد مرا
- 7 همت من همچو رعد نکته من همچو ابر·قطره چکد ز ابر من چون بفشارد مرا
- 8 ابر من از بامداد دارد از آن بحر داد·تا که ز رعد و ز باد بر کی ببارد مرا
- 9 چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرا·در کف صد گون نبات بازگذارد مرا
ganjoor: sh208 · public domain