沙姆斯集 抒情詩 2088 詩節 12 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

  1. خمش کردم ای جان بگو نوبت خود توی یوسف ما توی خوب کنعان

G2088:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ببردی دلم را بدادی به زاغان·گرفتم گروگان خیالت به تاوان
  2. 2 درآیی درآیم بگیری بگیرم·بگویی بگویم علامات مستان
  3. 3 نشاید نشاید ستم کرد با من·برای گریبان دریدن ز دامان
  4. 4 بیاور بیاور شرابی که گفتی·مگو که نگفتم مرنجان مرنجان
  5. 5 شرابی شرابی که دل جمع گردد·چو دل جمع گردد شود تن پریشان
  6. 6 نخواهم نخواهم شرابی بهایی·از آن بحر بگشا شراب فراوان
  7. 7 ز تو باده دادن ز من سجده کردن·ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان
  8. 8 چنانم کن ای جان که شکرم نماند·وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان
  9. 9 بجوشان بجوشان شرابی ز سینه·بهاری برآور از این برگ ریزان
  10. 10 خرابم کن ای جان که از شهر ویران·خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان
  11. 11 خمش باش ای تن که تا جان بگوید·علی میر گردد چو بگذشت عثمان
  12. 12 خمش کردم ای جان بگو نوبت خود·توی یوسف ما توی خوب کنعان

ganjoor: sh2088 · public domain