沙姆斯集› 抒情詩 2091› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۹۱
- بگریست بر ما هر سنگ خارا این درد ما را جانا دوا کن
G2091:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای هفت دریا گوهر عطا کن·وین مسها را پرکیمیا کن
- 2 ای شمع مستان وی سرو بستان·تا کی ز دستان آخر وفا کن
- 3 بگریست بر ما هر سنگ خارا·این درد ما را جانا دوا کن
- 4 ای خشم کرده دیدار برده·این ماجرا را یک دم رها کن
- 5 احسان و مردی بسیار کردی·آن مردمی را اکنون دو تا کن
- 6 ای خوب مذهب ای ماه و کوکب·در ظلمت شب چون مه سخا کن
- 7 درد قدیمی رنج سقیمی·گرد یتیمی از ما جدا کن
- 8 گر در نعیمم در زر و سیمم·بیتو یتیمم درمان ما کن
- 9 من لب ببستم در غم نشستم·بگشای دستم قصد لقا کن
ganjoor: sh2091 · public domain