沙姆斯集› 抒情詩 2109› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۹
- نور بد و شد بصر از آفتاب آب بنوشد ز ثری یاسمن
G2109:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای تو پناه همه روز محن·بازسپردم به تو من خویشتن
- 2 قلزم مهری که کناریش نیست·قطره آن الفت مرد است و زن
- 3 شیر دهد شیر به اطفال خویش·شاه بگوید به گدا کیمسن
- 4 بلک شود آتش دایه خلیل·سرمه یعقوب شود پیرهن
- 5 نور بد و شد بصر از آفتاب·آب بنوشد ز ثری یاسمن
- 6 بلک کشد از بت سنگین غذا·با همه کفرش به عبادت شمن
- 7 قهر کند دایگی از لطف تو·زهر دهد دایه چو آری تو فن
- 8 گردد ابریشم بر کرم گور·حله شود بر تن مؤمن کفن
- 9 بس کن از این شرح و خمش کن که تا·بلبل جان خطبه کند بر فنن
ganjoor: sh2109 · public domain