沙姆斯集 抒情詩 2139 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۳۹

  1. سقیا لهذا المفتتح القوم غرقی فی الفرح زین سو قدح زان سو قدح تا شد شکم‌ها چارسو

G2139:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو·کو ساقی دریادلی تا جام سازد از سبو
  2. 2 با آنچ خو کردی مرا اندرمدزد آن ده مها·با توست آن حیله مکن این جا مجو آن جا مجو
  3. 3 هر بار بفریبی مرا گویی که در مجلس درآ·هر آرزو که باشدت پیش آ و در گوشم بگو
  4. 4 خوش من فریب تو خورم نندیشم و این ننگرم·که من چو حلقه بر درم چون لب نهم بر گوش تو
  5. 5 من بر درم تو واصلی حاتم کف و دریادلی·بالله رها کن کاهلی می‌ریز چون خون عدو
  6. 6 تا هوش باشد یار من باطل شود گفتار من·هر دم خیالی باطلی سر برزند در پیش او
  7. 7 آن کز میت گلگون بود یا رب چه روزافزون بود·کز آب حیوان می‌کند آن خضر هر ساعت وضو
  8. 8 از آسمان آمد ندا کای بزمتان را ما فدا·طوبی لکم طوبی لکم طیبوا کراما و اشربوا
  9. 9 سقیا لهذا المفتتح القوم غرقی فی الفرح·زین سو قدح زان سو قدح تا شد شکم‌ها چارسو
  10. 10 کس را نماند از خود خبر بربند در بگشا کمر·از دست رفتیم ای پسر رو دست‌ها از ما بشو
  11. 11 من مست چشم شنگ تو و آن طره آونگ تو·کز باده گلرنگ تو وارسته‌ایم از رنگ و بو
  12. 12 خامش کن کز بیخودی گر های و هویی می‌زدی·این جا به فضل ایزدی نی های می گنجد نه هو
  13. 13 می‌گشته‌ام بی‌هوش من تا روز روشن دوش من·یک ساعتی ساران کو یک ساعتی پایان کو
  14. 14 ای شمس تبریزی بیا ای جان و دل چاکر تو را·گرچه نبشتی از جفا نام مرا بر آب جو

ganjoor: sh2139 · public domain