沙姆斯集 抒情詩 2144 詩節 12 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴۴

  1. خامش ای حرف فشان درخور گوش خمشان ترجمه خلق مکن حالت و گفتار تو کو

G2144:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو·گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
  2. 2 گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان·ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
  3. 3 گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان·ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو
  4. 4 گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه را·ای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
  5. 5 گیر که خورشید و قمر هر دو فروشد به سقر·ای مدد سمع و بصر شعله و انوار تو کو
  6. 6 گیر که خود جوهریی نیست پی مشتریی·چون نکنی سروریی ابر گهربار تو کو
  7. 7 گیر دهانی نبود گفت زبانی نبود·تا دم اسرار زند جوشش اسرار تو کو
  8. 8 هین همه بگذار که ما مست وصالیم و لقا·بی‌گه شد زود بیا خانه خمار تو کو
  9. 9 تیز نگر مست مرا همدل و هم دست مرا·گر نه خرابی و خرف جبه و دستار تو کو
  10. 10 برد کلاه تو غری برد قبایت دگری·روی تو زرد از قمری پشت و نگهدار تو کو
  11. 11 بر سر مستان ابد خارجیی راه زند·شحنگیی چون نکنی زخم تو کو دار تو کو
  12. 12 خامش ای حرف فشان درخور گوش خمشان·ترجمه خلق مکن حالت و گفتار تو کو

ganjoor: sh2144 · public domain