沙姆斯集› 抒情詩 2157› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۷
- عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم دید مرا که بیتوام گفت مرا که وای تو
G2157:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو·جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
- 2 آتش آب میشود عقل خراب میشود·دشمن خواب میشود دیده من برای تو
- 3 جامه صبر میدرد عقل ز خویش میرود·مردم و سنگ میخورد عشق چو اژدهای تو
- 4 بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را·جور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو
- 5 آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود·گاه دمم فرودرد از سبب حیای تو
- 6 چیست غذای عشق تو این جگر کباب من·چیست دل خراب من کارگه وفای تو
- 7 خابیه جوش میکند کیست که نوش میکند·چنگ خروش میکند در صفت و ثنای تو
- 8 عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم·دید مرا که بیتوام گفت مرا که وای تو
- 9 دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی·رفتم و ماندهام دلی کشته به دست و پای تو
ganjoor: sh2157 · public domain