沙姆斯集 抒情詩 2166 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶۶

  1. من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم من دیوانه دیوان را سلیمانم به جان تو

G2166:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو·که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
  2. 2 چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو·همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو
  3. 3 نشاط من ز کار تو خمار من ز خار تو·به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
  4. 4 غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبود·که این دم جام را از می نمی‌دانم به جان تو
  5. 5 من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم·من دیوانه دیوان را سلیمانم به جان تو
  6. 6 به غیر عشق هر صورت که آن سر برزند از دل·ز صحن دل همین ساعت برون رانم به جان تو
  7. 7 بیا ای او که رفتی تو که چیزی کو رود آید·نه تو آنی به جان من نه من آنم به جان تو
  8. 8 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان·که سر سرنوشتت را فروخوانم به جان تو
  9. 9 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی·مثال ذره‌ای گردان پریشانم به جان تو

ganjoor: sh2166 · public domain